نون توو ماشین منتظر من نشسته بود؛ داشتیم میرفتیم بیرون سوار ماشین شدم؛ همکارم همون لحظه باهام تماس گرفت , قبل اینکه راه بیفتم جوابشو دادم. حین مکالمه یه چیزی رو یادداشت کردم؛ کراواتمو یکبار دیگه باز کردمو بستم.و یکی دو پاف ادکلن زدم مجددا! نون گویا توو این چند دقیقه داشت بمن نگاه میکرد. و من حواسم به اون نبود! بعد که تماس تموم شد و روشن کردم یهو دستمو گرفت و گفت چقدر خوب شد صبر کردم برات! ارزششو داری
درباره این سایت